فرشته...
جالبه...
وقتی رفتم برای امتحان و استادش اسممو فهمید...
با تأمل زمزمه کرد: فرشته...
فرشته...
...
و من لبخند زدم.
اسممو دوست دارم...
بچه بودم دلم میخواست اسمم مهتاب بود...
(مهتاب لالا مثل همیشه ) از رادیو پخش میشد اون موقع...
دل آدمو میبرد...
یه صدا از آسمون...
میگفتم من چرا مهتاب نیستم...
گذشت....
الان اسم خودمو دوست دارم...
فرشته...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان ۱۳۹۵ ساعت 23:57 توسط فرشته
|