گوشیم مرد...

باورم نشد یه لحظه...

بعد 6 سال که باهاش انس گرفته بودم و کلی خاطره داشتم، رفت...

گوشیمو میگم...

وقتی صفحه ش دیگه هیچی رو نشون نداد دلم گرفت...

عکسی که روی صفحه ی زمینه ش گذاشته بودم رو برداشتم گذاشتم روی یه گوشی دیگه...

اما اون نشد برام...

من مواظبش بودم...

نوکیا بود... ایکس تیری..

خیلی قوی بود اما خیلی انداختمش... انداختنش...

محافظم نداشت طفل معصوم...

گوشی من مرده...

قصه ی گل و تگرگ سیاوش روی زنگ...

توی حافظه ش که اسمشو گذاشته بودم آنجل، پر از آهنگای ناب فرهاد و فریدون...

جدیدنا " چرا رفتی چرا من بی قرارم "...

گوشیم مرد...

لمسی نبود...

دکمه داشت... باید برای لمسش دلتو، فکرتو میذاشتی براش...

بلا بود...

.

.

.

بلا...

 

 

....

"زندگی بدون موسیقی اشتباهی بیش نیست..."

.

.

.

واقعا که بدون آهنگ نمیتونم زندگی کنم...

مبارک...

پیام اومده:

"سالروز تولدتان مبارک"...

از طرف بانکه...

می خندم...